![]() |
![]() |
|
| از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر...یادگاری که در این گنبد دوار بماند |
|
به نام خدا
خلوص نیت عنایت بفرما آمین
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صدای شعر ترم می آید ...
طراوت بهار را نمی توانم فراموش کنم.
طراوت و روشنی حضور*نگاهم را مجذوب محبتش کرده ومن بی صدا در راهم.
برای خودم نوشتم یادم نرود که هستم که بودم و کجا قرار است بروم.(چشم براه)
به تفکر بنشینیم
*****
مجوی نام خوش که به زندان رندان در آیی؟؟؟
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
خدایا ظاهر مرا به طاعت خودت و باطنم را به محبت خودت و قلبم را به
معرفت و شناخت خودت و روحم را به مشاهده ی خودت منور گردان.
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
طبیعت به جلوه گری آمد و اینک اندیشه ای مهربان و صمیمی زندگی را طراوت
بخشید
می بینی آسمان همه ی زمین را شست
حالا این خاک پاک *حاصلخیز تر از همیشه
در انتظار محصول تازه ای...
ح.ن...فروردین ۸۸
بوی باران
بوی سبزه ...بوی خاک
شاخه های باران خورده... پاک.
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
ار نباشد سوز دل دل را چه سودی داشتن
بهر امید ثمر باید شجر را کاشتن
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸ به نام خدا مهربان فصل بهار، رویش سبز تو مبارکباد. تا که ویرانه نگشتی این لباس سبز را از دوست تحفه نگرفتی ومیپنداشتم در سکوت سرد زمستان وقتی به تنهایی با خویش خلوت گرفتی مثل اینکه همه در خواب بودند ... واز این وقایع بی خبر!!! طراوت طبیعت مبارک باد . ح.ن. 20اسفند 87 یا هو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
اللهم عجل لوليک الفرج
سلام بر شهدا ی راه حق
سلام بر شاهدان شهید
سلام بر رزمندگان اسلام
سلام بر شهید ان کربلای غزه
سلام بر مهدی عج
یا فارس الحجاز ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی ادرکنی
اللهم عجل لوليک الفرج
*****
*****
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
سلام . . . بدون هیچ مقدمه ای : . . . وقت پرواز است...
الهی
مهربانم
به بزرگواری خودت ببخش و ببخشای .
عزیزان خدانگهدارتون
خداحافظ
صراحیه ...ح.ن
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا موسيقي
هرموسيقي اي راكه مي خواهيد گوش
دهيدببينيدازكجامي آيد
اگرازشهرت طلبي و
بي بندوباري وپول طلبي مي آيد
معلوم است كه به همان جا
هم شمارادعوت مي كند
وبه همان جايي هم كه از آن مي آيد
منتهي مي شود.
محبوب
محبوب مطلق فقط اوست وهرجامحبوبي هست
بخاطراينست كه نشاني ازآن محبوب مطلق دراوهست .
موفق و پایدار باشید
یا هو
سلام به ستاره ی زیبای من
میخواهم امشب
تو را فریاد بزنم
تا شایدبتوانم صبحی
رازی نشکفته را فاش کنم
میخواهم درسبد رفاقت
یک دنیا نور و تجلی تقدیمت کنم
بیا بیا
پنجره های افق را باز باز بگشای
میدانی ؟!!!
از ابری که هر نوری را میپوشاند
تو غافل هستی !!! غافل.
آه که ندانستی
ندانستی آه
بگذاربگویم که :
کیستی و کیستم
از نوری برایت بگویم که ...
هر روز تو را در بر میگیرد
تادوباره برگردی و شبها را سوسو بزنی.
میخواهم نقش عاشقانه ی خورشید را برایت
ترسیم کنم
یا نه ! حریر روی قلبت را کنار بزنم
تا حضور گرم عشق را احساس کنی
بیا کنارم
من همان حضور سبزت هستم به نام دل
میخواهم زندگی را معنا کنم
و شاید...
میخواهم معنا را زندگی کنم.
میخواهم قصه ی همه ی شبها ی ابری
شبهای بی نورت را بازگو کنم
آه آه که تو پنهان بودی و هیچکس نفهمید تو را !!!
اجازه بده
فریاد کنم تو را
میخواهم امشب تو را در آغوش محبت
به تبسمی میهمانت کنم
تبسم زیبای عاشقانه
پس کنارم باش و بشنو!
شاید لحظه ای درنگ هم دیر باشد.
ح.ن.مهر۸۷ دوشنبه
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
![]() عاشقانه ها
سودای عشقت چنان در دل افتاد
ای نجیب،عاشقانه و غزلوارۀ مست چنان آشکارا شدم عاشق تو که با رنگ چشمت از یاد بردم هر چه بوده وهست پرسپولیس زلزله
محبوب هر چی دله
بازی مردانه و زیبای پرسپولیس را همیشه ببینید
بخصوص دروازه بانی واعظی که عالیست .
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مهر 1387ساعت 3:56 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
الهی غم دل با که بگویم که غمخوار تویی
ایام بر همه ی سوگواران علی ع
تسلیت باد
مقداری از صحبت جان با جانان: میخواهم فریادغریبیت را دوباره با سکوت ادامه دهم بعد از گذشت سالها مثل اینکه قرار این است که تو مظلوم بمانی و کسی از دلت آگاهی نیابد.!!! روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم من برای بدست آوردن جرعه ای صداقت با دل خویش پیمانها بستم من برای صبوری و خلوص نیت با مهربانم سخنها و نیایش ها کردم اگر قصوری دارم اگر نتوانستم به قولم وفا کنم بار الها از بی لیاقتی من است عزیزان و سروران و مهربانان درگاهت این سحرگاهان برای دلی که میخواهد زیبا بیاندیشد اما... جفای نفس اور ا مجال نمیدهد سر به سجده ی عشق میآ ورند و دعاگوی حقیر میباشند. من از همه ی عزیزانم درخواست بخشش میکنم. اگر با کلامی ...جمله ای... از من رنجیده خاطرند . من عاشقانه حضور پیدا کردم و حضور دارم.
به محبتش که مهربانترین مهربانان است.
به فدای هر چه عزیز و مهربان خدا دوست. ح.ن یا هو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 8:39 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
ماه رمضانم :
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد
الهی از تو میخواهم در این شبهای عزیز
وصال جان با جانان
همه ی دوستانم را
و
همه ی دوستان دوستانم را
و
همه ی آنانکه
تو را جستجو کردند به بهترینها
بیامرزی و قدری نصیبشان فرمایی
ای مهربانترین مهربانان
آمین رب العالمین
از همه ی محبان علی
التماس دعای مخصوص
باشد که آمرزیده شویم
یا علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی ع
ديريست که ما منتظر روي تو هستيم ما بند نجابت به تن اسم تو بستيم ديريست که دلداده ما خانه نشين است جاي قدمش بوسه به صد چاک زمين است پلک دلم امشب به نبودت پر درد است اين فصل کبود از غم هجران تو سرد است اي ساقي دلهاي جهان مست نگاهت اين ماه فرومانده ز چشمان سياهت ديريست که ما منتظر و خانه بدوشيم وقتي که قمر نيست همه تا رو خموشيم اي صاحب اين ثانيه ها پس تو کجايي فهميده ام اين جمعه گذشت و نمي يايي ديريست که در جمعه همه مست غروييم از ناله پريم وغزل سنگ و رسوبيم یاهو |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 5:12 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
سرگذشت
می خروشد دریا
اشعار مثل لحظات ما گاهی شاد و گاه غمناک ! از شادیش سپاس بینهایت و از غم درس زندگی میآموزم ح.ن یا هو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
میلاد
کریم
اهل بیت
مبارکباد
یا هو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
خانه ی سودا دلم . . .
شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم در طلب زهره رخ ماه رو می نگرد جانب بالا دلم فرش غمش گشتم و آخر ز بخت رفت بر این سقف مصفا دلم آه که امروز دلم را چه شد !!! دوش چه گفته است کسی با دلم از طلب گوهر گویای عشق موج زند موج چو دریا دلم روز شد و چادر شب می درد در پی آن عیش و تماشا دلم از دل تو در دل من نکتههاست آه چه ره است از دل تو تا دلم گر نکنی بر دل من رحمتی وای دلم وای دلم وا دلم ای تبریز از هوس شمس دین چند رود سوی ثریا دلم ![]()
ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من
ای دل نمیترسی مگر از یار بیزنهار من ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من نشنیدهای شب تا سحر آن نالههای زار من یادت نمیآید که او می کرد روزی گفت گو می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان ا ین بس نباشد خود تو را کآگه شوی از خار من گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان تو سرده و من سرگران ای ساقی خمار من خندید و می گفت ای پسر آری ولیک از حد مبر وانگه چنین می کرد سر کای مست و ای هشیار من چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان خواهی چنین گم شو چنان در نفی خود دان کار من گفتم منم در دام تو چون گم شوم بیجام تو بفروش یک جامم به جان وانگه ببین بازار من یا هو
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
هر چه شکفتم تو ندیدی مرا
رفتی و افسوس نچیدی مرا
ماندم و پژمرده شدم ریختم
تا که به دامان تو آویختم
دامن خود را متکان ای عزیز
این منم ای دوست به خاکم مریز
وای مرا ساده سپردی بباد
حیف که نشناخته بردی زیاد
همسفر بادم از آن پس مدام
می گذرد بی خبر از بام و شام
میرسم اما به تو روزی دگر
پنجره را باز گذاری اگر !
به هزار در که بستی تو برویم به نگاه دل نشینی باز گشودم . . . من تو را در آغوش مهر ... خلوت عشق... سکوت ... یافتم . (با من بمان ای خود من) ح.ن یا هو
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 8:47 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صدای جان و صدای طبیب
خوش آمد از صبا اینم پگاهی
که خوش می خواند سر بر خاک راهی
که دردا آدمی را همت عشق
برفت ا ز یاد و پاس حرمت عشق
تو قدر عشق خود بشناس بلبل
مگو با خار هم نازکتر از گل
که گل گر نوازش ور ستیز است
برای مرغک عاشق عزیز است
برا ی آنهایی که لطافت جانشان برابر صداقت کلامشان و زیبایی فکرشان مساوی عشقشان است...ح.ن یا هو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دو سه ساغربده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک
جهدی کن وسر حلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل نگرانست
گو میرسم اینک به سلامت نگران باش
خون شددلم ازحسرت آن لعل روانبخش
ای درج محبت به همان مهرونشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک ازعقب نامه روان باش
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
ز پردهها به درافتاد رازهای نهانی
مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که توخوانی
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو میروی به سلامت سلام من برسانی یا هو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا گویند عارفان هنر و علم کیمیاست
طلاست
. . . صدای عشق را باید از درون پاک جست صداقت شرط اول عاشقیست گر مرد رهی بسم الله . . .
ای دوستان یکدله من کیستم ؟ من کیستم؟ !!!!! یا هو
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
اي صبا نكهتي از خاك ره يار بيار
حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست "
خداوند در هر حضوري
رازي نهان کرده براي کمال ما .
خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را . . .
یا هو
تقدیم به همه ی دوستان عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام...
بیا عاشقی را رعایت کنیم ز یاران عاشق حکایت کنیم این اشعار هدیه ای است به همه ی همدلان صمیمی و با صداقت... به امید داشتن دلهای پاک و مهربان ح.ن یا هو |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
هنری عرفان و مذهب متفرقه عکسها |
|
RSS
|