![]() |
![]() |
|
| از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر...یادگاری که در این گنبد دوار بماند |
|
به نام خدا قربون کبوترای حرمت امام رضا قربون لطف و صفا و کرمت امام رضا امام رضای مهربون :دوست دارم صدات کنم تو هم منو صدا کنی السلام علیک یا امام رضا ع
امام رضا ای رئوف و ای رحیم : ضامن این آهوی دور از وطن افتاده باش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا المرتضی ع
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
یا فاطمه المعصومه اشفعی لنا فی الجنه
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آبان 1388ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
الهی به مستان میخانه ات به عقل آفرینان دیوا نه ات الهی به آنان که در تو گمند نهان از دل و دیده ی مردمند
الهی مست شراب نا خورده ایم
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 7:30 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
میهمان خداییم بیاییم ازین خوان سراسر لطف کمی هم بچشیم ماه پر برکت رمضان بر همه ی میهمانان حقیقی مبارکباد
..... خداوندا مرا در این روز برای بپا داشتن دستورت نیرو بخش و شیرینی یاد خودت را در این روز
به من بچشان و ادای سپاسگزاریت را در این روز
به من الهام کن به حق کرم خود و در این روز
مرا به نگاه داشتن خود به پرده پو شی ات نگه دار ای بینا ترین بیننده گان
((دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان ))
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
حافظ
|
|||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 9:30 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|||||||||||
|
به نام خدا
|
|||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|||||||||||
|
به نام خدا
یا هو
اعیاد شعبانیه بر همه ی مسلمانان مبارک
کیست این پنهان مرا در جان وتن
کز زبان من همی گوید سخن
اینکه گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آواز کیست
برای با تو بودن حافظ فرمود :الا یا ایها الساقی ادر کاسا ونا ولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها این مشکل از کجاست ؟ آیا عشق با کلمه ی مشکل سازگار است ؟
((نردبانیست چه بلند ، همت مردانه ای باید.)) ح.ن
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
خلوص نیت عنایت بفرما آمین
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
الهی ظاهر مرا به طاعت خودت و باطنم را به محبت خودت و قلبم را به
معرفت و شناخت خودت و روحم را به مشاهده ی خودت منور گردان.
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
طبیعت به جلوه گری آمد و اینک اندیشه ای مهربان و صمیمی زندگی را طراوت
بخشید
می بینی آسمان همه ی زمین را شست
حالا این خاک پاک *حاصلخیز تر از همیشه
در انتظار محصول تازه ای...
ح.ن...فروردین ۸۸
بوی باران
بوی سبزه ...بوی خاک
شاخه های باران خورده... پاک.
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
ار نباشد سوز دل دل را چه سودی داشتن
بهر امید ثمر باید شجر را کاشتن
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸ به نام خدا مهربان فصل بهار، رویش سبز تو مبارکباد. تا که ویرانه نگشتی این لباس سبز را از دوست تحفه نگرفتی ومیپنداشتم در سکوت سرد زمستان وقتی به تنهایی با خویش خلوت گرفتی مثل اینکه همه در خواب بودند ... واز این وقایع بی خبر!!! طراوت طبیعت مبارک باد . ح.ن. 20اسفند 87 یا هو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
اللهم عجل لوليک الفرج
سلام بر شهدا ی راه حق
سلام بر شاهدان شهید
سلام بر رزمندگان اسلام
سلام بر شهید ان کربلای غزه
سلام بر مهدی عج
یا فارس الحجاز ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی ادرکنی
اللهم عجل لوليک الفرج
*****
*****
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
الهی غم دل با که بگویم که غمخوار تویی
ایام بر همه ی سوگواران علی ع
تسلیت باد
مقداری از صحبت جان با جانان: میخواهم فریادغریبیت را دوباره با سکوت ادامه دهم بعد از گذشت سالها مثل اینکه قرار این است که تو مظلوم بمانی و کسی از دلت آگاهی نیابد.!!! روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم من برای بدست آوردن جرعه ای صداقت با دل خویش پیمانها بستم من برای صبوری و خلوص نیت با مهربانم سخنها و نیایش ها کردم اگر قصوری دارم اگر نتوانستم به قولم وفا کنم بار الها از بی لیاقتی من است عزیزان و سروران و مهربانان درگاهت این سحرگاهان برای دلی که میخواهد زیبا بیاندیشد اما... جفای نفس اور ا مجال نمیدهد سر به سجده ی عشق میآ ورند و دعاگوی حقیر میباشند. من از همه ی عزیزانم درخواست بخشش میکنم. اگر با کلامی ...جمله ای... از من رنجیده خاطرند . من عاشقانه حضور پیدا کردم و حضور دارم.
به محبتش که مهربانترین مهربانان است.
به فدای هر چه عزیز و مهربان خدا دوست. ح.ن یا هو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 8:39 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
ماه رمضانم :
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد
الهی از تو میخواهم در این شبهای عزیز
وصال جان با جانان
همه ی دوستانم را
و
همه ی دوستان دوستانم را
و
همه ی آنانکه
تو را جستجو کردند به بهترینها
بیامرزی و قدری نصیبشان فرمایی
ای مهربانترین مهربانان
آمین رب العالمین
از همه ی محبان علی
التماس دعای مخصوص
باشد که آمرزیده شویم
یا علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی ع
ديريست که ما منتظر روي تو هستيم ما بند نجابت به تن اسم تو بستيم ديريست که دلداده ما خانه نشين است جاي قدمش بوسه به صد چاک زمين است پلک دلم امشب به نبودت پر درد است اين فصل کبود از غم هجران تو سرد است اي ساقي دلهاي جهان مست نگاهت اين ماه فرومانده ز چشمان سياهت ديريست که ما منتظر و خانه بدوشيم وقتي که قمر نيست همه تا رو خموشيم اي صاحب اين ثانيه ها پس تو کجايي فهميده ام اين جمعه گذشت و نمي يايي ديريست که در جمعه همه مست غروييم از ناله پريم وغزل سنگ و رسوبيم یاهو |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 5:12 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
میلاد
کریم
اهل بیت
مبارکباد
یا هو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
خانه ی سودا دلم . . .
شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم در طلب زهره رخ ماه رو می نگرد جانب بالا دلم فرش غمش گشتم و آخر ز بخت رفت بر این سقف مصفا دلم آه که امروز دلم را چه شد !!! دوش چه گفته است کسی با دلم از طلب گوهر گویای عشق موج زند موج چو دریا دلم روز شد و چادر شب می درد در پی آن عیش و تماشا دلم از دل تو در دل من نکتههاست آه چه ره است از دل تو تا دلم گر نکنی بر دل من رحمتی وای دلم وای دلم وا دلم ای تبریز از هوس شمس دین چند رود سوی ثریا دلم ![]()
ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من
ای دل نمیترسی مگر از یار بیزنهار من ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من نشنیدهای شب تا سحر آن نالههای زار من یادت نمیآید که او می کرد روزی گفت گو می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان ا ین بس نباشد خود تو را کآگه شوی از خار من گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان تو سرده و من سرگران ای ساقی خمار من خندید و می گفت ای پسر آری ولیک از حد مبر وانگه چنین می کرد سر کای مست و ای هشیار من چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان خواهی چنین گم شو چنان در نفی خود دان کار من گفتم منم در دام تو چون گم شوم بیجام تو بفروش یک جامم به جان وانگه ببین بازار من یا هو
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دو سه ساغربده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک
جهدی کن وسر حلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل نگرانست
گو میرسم اینک به سلامت نگران باش
خون شددلم ازحسرت آن لعل روانبخش
ای درج محبت به همان مهرونشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک ازعقب نامه روان باش
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
ز پردهها به درافتاد رازهای نهانی
مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که توخوانی
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو میروی به سلامت سلام من برسانی یا هو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا گویند عارفان هنر و علم کیمیاست
. . . صدای عشق را باید از درون پاک جست صداقت شرط اول عاشقیست گر مرد رهی بسم الله . . .
ای دوستان یکدله من کیستم ؟ من کیستم؟ !!!!! یا هو
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
اي صبا نكهتي از خاك ره يار بيار
حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست "
خداوند در هر حضوري
رازي نهان کرده براي کمال ما .
خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را . . .
یا هو
تقدیم به همه ی دوستان عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
حافظ علیه الرحمه میفرماید:
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زانکه نبود این هردو را زوالی
در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل
آید بهیچ معنی زین خوبتر مثالی
چون من خیال رویت جانا بخواب بینم؟
کز خواب می نبیند چشمم بجز خیالی
شد حظ عمر حاصل گر زانکه با تو مارا
هر گز بعمر روزی روزی شود وصالی
آندم که با تو باشم یکسال هست روزی
واندم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت
شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی
حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی
تقدیم به آنانکه عشق حقیقی
را ادراک میکنند
دختر جوانی چند روز قبل
از عروسی آبله سختی
گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت
و در میان صحبتهایش از
درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت
و آبله تمام صورتش را
پوشاند.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت
و از درد چشم مینالید.
موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل
انداخته بود
و شوهر هم
که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا
همان بهتر که شوهرش نابینا
باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،
مرد عصایش
را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند. مرد گفت: "
من کاری جز شرط
عشق را به جا نیاوردم".
به نظرم داستان جالبی بود براتون در نظر گرفتم.
امیدوارم مورد قبول عزیزان باشد.
حلول ماه رمضان بر همه مسلمانان مبارکباد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
زندگي » زيباست، كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟
كو « دل آگاهي » كه در « هستي » دلارائي به بيند ؟
صبحا « تاج طلا » را بر ستيغ كوه، يابد
شب « گل الماس » را بر سقف مينائي به بيند
ريخت ساقي باه هاي گونه گون در جام هستي
غافل آنكو « سكر » را در باده پيمائي به بيند
شكوه ها از بخت دارد « بي خدا » در « بيكسي ها »
شادمان آنكو « خدا » را وقت « تنهائي » به بيند
« زشت بينان » را بگو در « ديده » خود عيب جويند
« زندگي » زيباست كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟
(( بيست و نهم تير 1351 ))
سُکر:مست شدن - حالتی که بر اثر نوشیدن باده و غیره در شخص ایجاد میشود که باده را نوشیدن جان از می هستی بود یا هو
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
آرام دل مرا بخوانيد
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 7:56 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا صیاد چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 7:49 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
آهسته بگو با من سر بسته بگو با من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:14 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
مرا گویی چونی چونم ای دوست جگر پر درد و دل خونم ای دوست . . . حدیث عاشقی بر من رها کن تو لیلی شو که من مجنونم ای دوست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:12 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
مبتلا
نه هم زباني نه هم نوايي
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:10 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صحبت عافيتت گر چه خوش افتاد اي دل
جانب عشق عزيز است فرومگذارش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
وارهد از حد جهان بی حد و اندازه شود
خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد
یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود
هر که شدت حلقه ی در زود برد حقه ی زر
خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
آب چه دانست که او گوهر گوینده شود
خاک چه دانست که او غمزه ی غمازه شود
روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت
بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود
ناقه ی صالح چو زکه ز او یقین گشت مرا
کوه پی مژده ی تو اشتر جمازه شود
راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود
آنچ جگر سوز بود باز جگر سازه شود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
بده تا بنوشم بیاد کسی
که هست از غمش در دلم خون بسی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:2 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایعست
جز سر عشق هر چه بگویی بطالتست یا هو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:41 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد بجهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
آنکسست اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست؟؟؟
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست
باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سر گشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله ی مشکین کو
دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟
...................
................... |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
قلم بر سر هر دو عالم زنیم
سبک باش و رطل گرانم بده
وگر فاش نتوان نهانم بده
که در اتش است این دل روشنم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به میخانه آی و صفا را ببین
مبین خویشتن را، خدا را ببین
که چیزی نبینی به غیر از خدا
یا هو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 10:41 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صدای جان : در طلب گوهر در یای عشق موج زند موج چو دریاست چودریاست چو دریاست دلم گرنکنی بر دل من رحمتی وای دل و وای دل و وا دلم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صبا بکوی عزیزان روضه ی رضوان سلام ما بحضور عزیز ما برسان علامه حسن زاده آملی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 8:11 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا صدایت میکنم تا به جان عاشقان صادق نظری فرمایی گاه گاه از درد غبار دلها چشم به دشمنان دوست میاندازم... مرا دریاب تا حضورمطلق تو را در آغوش کشم و به هر بیگانه ی ظالمی ننگرم.ح.ن یا هو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا ناگفته هایی از جان:
الهی:از دشمنان دوست نما مرا دور بدار
اینان امروز با ما از صمیمیت و صداقت
صحبت میکنند و هر روز ما در انتظار
ذره ای صداقتیم
الهی صبوری صبوری
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
باز سودایی شدم من ای حبیب
باز دیوانه شدم من ای طبیب
آنچنان دیوانگی بگسسته بند
که همه دیوانگان پندم دهند
غیر آن زنجیر زلف دلبرم
گر دو صد زنجیر آری بگسلم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
عید مبعث بر همه ی
مسلمانان جهان
مبارک
باد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صبح بسترم را
بوی گل
آمد.
آسمانم بارید
در حضور
یگانه ی او،
تنهایی را
مست شدم،
سجده گاهم
غرقه در بوسه ی
عشق.
یا هو یکم شهریور ۸۶ از:ح.ن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 8:52 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
اي که بوي باران شکفته در هوايت
ياد از آن بهاران که شد خزان به پايت
شد خزان به پايت بهار باور من
سايه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهي
اي که نور چشمم در اين شب سياهي
چشم من به راهت هميشه تا بيايي
باغ من بهارم بهشت من کجايي؟
جان من کجايي
سر به زانوي غم نهاده ام ، به گوشه اي نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو ناي مانده از نوا
مانده با نگاهي به راهي که مي رود به ناکجا
اي گل آشنا بيا
بيقرارم بيا
واي از اين غم جدايي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 7:28 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
اهل کام وناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 7:20 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا
یا هو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 8:2 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده ی دلدار بیار نکته ی روح فزا از دهن دوست بگو نامه ی خوش خبر از عالم اسرار بیار تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام شمه ای از نفخات نفس یار بیار به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز بی غباری که پدید آید از اغیار بیار . روزگاریست که دل چهره ی مقصود ندید ساقیا آن قدح آیینه کردار بیار . حافظ
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
مژگان سیه به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آندم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر ست و بی بنیاد ازین فرهاد کش فریاد که کرد افسون نیرنگش ملول از جان شیرینم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 7:32 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
|
به نام خدا سخنم مست و دلم مست و صفتهای تو مست همه در هم دگر افتاده و در هم نگرانند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط صراحیه |
|
ز هجرانت دل دیوانه دارم بصحرای غمت کاشانه دارم به امید وصالت ای گل من چو بلبل ناله ی مستانه دارم یا هو
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
با خلق خدای مهربانی چه خوش است بی جاه و مقام زندگانی چه خوش است
یا هو
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
میلاد علی ع فرزند کعبه بر همه ی شیعیان مبارکباد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط صراحیه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام...
بیا عاشقی را رعایت کنیم ز یاران عاشق حکایت کنیم این اشعار هدیه ای است به دوستان و همدلان صمیمی و با صداقت... به امید داشتن دلهای صاف و با طهارت و مهربان ح.ن یا هو |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
هنری عرفان و مذهب متفرقه عکسها |
|
RSS
|